السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
308
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
است كه مىجوشد و پاسخهاى تفصيلى از آن جارى مىگردد . عقل بالفعل مرتبهء سوم عقل ( - قوهء ادراك كليات ) است . در اين مرتبه نفس ، دانشهاى نظرى را با استنتاج از علوم بديهى به دست مىآورد و تعقل مىكند . اين مرتبه از عقل نظرى را از آن جهت عقل بالفعل ناميدهاند كه مقولات نظرى بالفعل در آن موجود است ، و نيازى به اكتساب جديد آنها نيست . در حقيقت مىتوان گفت : عقل بالفعل ، استعداد حاضر كردن معقولات نظرى پس از حصول آن معقولات است . عقل بالقوه نخستين مرحلهء تعقل ( - ادراك كلى ) است . در اين مرحله عقل ، بالفعل چيزى از معقولات نيست ، و بالفعل هيچ معقولى براى او حاصل نمىباشد . عقل بالملكه مرتبهء دوم عقل ( - قوهء ادراك كليات ) است . در اين مرحله نفس ، بديهيات را ، اعم از تصورات و تصديقات ، تعقل مىكند . اين مرحله نخستين مرحلهاى است كه عقل در آن به فعليت مىرسد ، زيرا علوم بديهى پيش از ساير دانشها براى نفس حاصل مىگردد ، و علوم نظرى متوقف بر آنها مىباشند . عقل بالملكه مرحلهاى است كه نفس از مرتبهء عقل هيولانى گذشته ، و از قابليت و استعداد محض بيرون آمده است ، و با دريافت معقولات بديهى ، آماده است كه معقولات نظرى را از راه فكر تحصيل كند . اين مرتبه از نفس را از اين روى عقل بالملكه مىگويند كه معقولات بديهى حاصل گشته و استعداد انتقال از آنها به معقولات نظرى در نفس ، ملكه شده است . عقل تفصيلى دومين مرحلهء تعقل ( - ادراك كلى ) است . در اين مرحله نفس پارهاى معقولات را بالفعل ادراك مىكند ، به گونهاى كه هريك جدا از ديگرى بوده و ترتيب ميان آنها محفوظ مىباشد . عقل فعال حكماى مشاء معتقد بودند در هستى ، ده عقل ( - جوهرى كه ذاتا و فعلا از ماده مجرد است ) در يك سلسلهء طولى وجود دارد به نام عقول عشره . آخرين اين عقول دهگانه ، عقل فعال ناميده مىشود . به عقيدهء حكماى مشاء اين عقل ، نفوس و ديگر امور را از قوه به فعل بيرون مىآورد ، و اوست كه نفوس و عقول جزيى را در اين عالم افاضه مىكند .